اسكندر بيگ تركمان
961
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
يافتند اميد كه حضرت رب الارباب مثوبات اين امور خير را عاجلا بروزگار فرخنده آثار همايون عايد گردانيده از عمر و دولت متمتع باشند . ذكر عزيمت همايون اعلى بنا بر مصالح ملكى بجانب خراسان و وقايعى كه در خلال اين حال روى داد چون همواره تسخير و تصرف ملك قندهار كه موروثى اين سلسله است و چند سال بود كه از حوادث روزگار چنانچه در صحيفه وقايع قرن اول اين كتاب در طى احوال ميرزايان قندهار اولاد بهرام ميرزا اشارتى بدان شده به تصرف فرمانرواى ملك هندوستان درآمده مكنون خاطر انور بود و بنابر روابط دوستى و مصادقت و موالات كه فيما بين واقع بود متعرض نشده بمردمى آنطرف گذاشته بودند و موجب طعن اضداد و تشنيع هرزه درايان و بيهده گويان دوست و دشمن بود در سال گذشته بخان عالم ايلچى هندوستان صريحا اظهار اين حكايت فرمودند . در اينوقت از تقرير واردين و عرايض دولتخواهان كه در آن ديار بوضوح پيوست كه جمعى مفسدان خوشامدگو در خدمت حضرت پادشاه و الا جاه محمد سليم پادشاه مانع دادن قندهار شده و ميشوند بر ذمت همت شاهانه و حميت پادشاهانه لازم شد كه عنان عزيمت بجانب خراسان معطوف داشته بميامن تأييدات [ 677 ] الهى هم مهم قندهار بر وجهى كه لايق طرفين باشد و قصورى در بنيان محبت و دوستى نشود صورت يابد و هم در ازاء بىآدابى و دست درازيها كه در آذربايجان و گرجستان مشاغل عظيمه پيش آمده همت و الا بدفع اعادى مقصور بود از طايفه كم فرصت اوزبك بظهور آمده چند مرتبه بنوعى كه در سالهاى گذشته بتحرير پيوسته لشكرها بتاخت خراسان فرستاده بودند بر وجه اتم تأديب نموده گوشمالى بسزا داده شود بتخصيص در اين سال كه اوزبكيهء بلخ بدلالت و رهنمائى جمعى فتنه جويان مفسد و چند نفر از منافقين اويماق جمشيدى انتها ز فرصت نموده شبى على الغفله بر سر قلعهء بالا مرغاب آمده به طرز دزدان بقلعه راه يافته جمعى از قزلباشيه كه حارس و نگهبان قلعه بودند بقتل آورده كوتوال قلعه را كه از معتبران شاملو بود ببلخ بردند و قلعه را متصرف شدند و ببادغيس نيز آمده چند نفر از طايفه شاملو را اسير و مقتول ساختهاند . چون رستم محمد خان ولد ولى محمد خان در سرحد ما بين بلخ و خراسان اقامت نموده بمعاونت جنود قزلباش در كمين بلخست و در سال گذشته با دو سه هزار اوزبك كه بر سر او جمعند بتاخت اندخود و شبرغان رفته خرابى بسيار كرده بود درين سال در مقام انتقام درآمده لشكر عظيم بر سر رستم محمد خان بالكاء ادبه و شافلان فرستادند اگرچه رستم محمد خان از عزيمت ايشان آگاه گشته بهرات آمده و مردم ادبه و شافلان بقلعههاى خود درآمدند . اما اوزبكيه در آن دو الكاء خرابى بسيار كرده مراجعت نمودند و قرابقمه نامى از سرداران يرتاول اوزبك كه در سالهاى گذشته بخراسان آمده شكست عظيم يافته از معركه بيرون رفته بود و درين چند سال بينام و نشان ميزيست در اينسال به قصد آنكه در كمين بوده شايد رستم محمد خان را تواند بدست آورد بحوالى چقچران از اعمال غرجستان آمده قلعه بنا نموده در آن قلعه اقامت دارد لاجرم